در آغوش آسمان رازیست...

نِگآه ...

روز -ه تکمیلی ، نقطه سر خط

چهارشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۶ ب.ظ

با خودم زمزمه میکردم ۳۶۵ روز که تموم شه دوباره باید فردا از یک بشمارم . 

اونوقت برگشتم با داد  گفتم : ببین،  نه مانتوم پیدا شد ، نه سبا قراره باهام بیاد خونه و نه اسمم بین اسامی پذیرفته شده هاس الان ، از بالا پله هام که پرت شدن پایین. چی میگی تو ؟  روزم تکمیل شد ها ؟ نگام کرد و گفت پس قراره یه معجزه بشه؟ 

 کوله مو برداشتم و سوار تاکسی شدم و حالا طبقه ی دوم-ه  ساختمون-ه سه طبقه ای هستم که توی یکی از واحدا سبا کنارم نشسته و چند متر بالا تر - طبقه سوم ، نرگسی که یکسال بود ندیده بودمش! 

+پتوی گرم  و چایی نبات تو یه ماگ گنده مال سرمای استخون سوز-ه پاییز-ه لب پنجره س نه ؟



نظرات  (۸)

  • گمـــــــشده :)
  • معجزه رخ داد پس
    :))
    پاسخ:
    احتمالا 
    اره
    پاسخ:
    اره
  • منِ مجازی
  • من همیشه فک میکردم صبا درسته ! :/
    پاسخ:
    صبا هم درسته , سبا هم درسته .
    مثل حانیه و هانیه
    والبته شاید بعلاوه ی یه سوییشرت... :)
    پاسخ:
    اوهوم :)
    تولدت مبارک..شیرینی بده ببینم :دی
    پاسخ:
    عزیزم :)
    بیا پیشم من چاکرتم
  • بلاگر کبیر ^_^
  • هنوز ناراحت مانتویی که :)
    پاسخ:
    :)))))
    سرمای پاییز و شیرکاکائوی داغ و...
    پاسخ:
    و پتویی برای فرار از سرما
    چه جالب :)
    پاسخ:
    :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">