در آغوش آسمان رازیست...

نِگآه ...

غم ِ نآشتا

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۴۰ ق.ظ

غم هر وقت ِ روزش بده ، اما سر صبح چشم وا نکرده و ناشتا بدتره ، حتی بیشتر از نیمه شبا خاطرات ِ شبیه به اون غم ِ اتفاق افتاده رو میاره جلوی چشما ، اونوقت هی میچرخونه ش و قشنگ تو دل و جانت ته نشین میکنه و هوای خنک ِ سوز دارش میشه نمک ریخته شده ، جای زخمی ِ تمام غمها.

حالا حساب کن خبر رفتن یه نفرو همین صبح ِ ناشتا  بِدَن ، میدونید که رفتن هم ازون غماییه که دل ریش میشه و جاش تیر میکشه و تمام رفتنای قبلیو جلو چشمات میاره مینشونه ش جاهای خالی دل ، ینی  همونجایی که صبحا هرچی چایی داغ و نون داغ و پنیر تبریز که تو سفره س رو مییریزی توش که یکم قوت بگیری از شبی که به زور ردش کردی ، تا به نور ِ لاجون ِ صبح برسی.

بعدشم ، کاری از دست آدم برمیاد ؟ نه خب ،اخرش فقط میتونی ده بار پشت سرش بخونی قوتتو نگیره هیچ غم ِ  اول صبحی و آخر شبی و وسط روزی .

آخه میدونید که غم کلا آدمو میشکونه ، اونم غم ِ رفتن.

  • نگین ...

نظرات  (۳)

اره دقیقا ..
پاسخ:
:*
  • ماهی کوچولو
  • ان شاء الله که خیلی کم چنین غمی رو و هر نوع غم دیگه ای رو حس کنی و سریعا یه شادی تووووپ اون غم رو برات خنثی کنه
    پاسخ:
    ان شا الله :)
    http://shikhouse.ir/

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">