در آغوش آسمان رازیست...

نِگآه ...

عارضه

يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۲:۴۴ ق.ظ

وا مصیبتا اگر اسیر رخت خواب و بالشتی شوم که توام با خلسه درد و خواب و بیداری باشد .

 بیداری اش خوردن قرص و جوشانده و بوی اسپند و بخور به اندازه کافی ، و سوال های گهگاه نگران و به غایت مسخره ی «حالت چطوره؟»  از طرف افراد در حاال گذر است و خوابش ترس ِ از بیداری و درد و زخم بستر ‌.

برای من توام شدن درد و پتو و بالشت با گریه همراه است . سرما میخورم گریه میکنم ، کمر دردم به اوجش میرسد گریه میکنم ،تب میکنم گریه میکنم  ، توانایی راه رفتن ندارم گریه میکنم ، نمیتوانم بخندم گریه میکنم ، یک روز صبح بیدار میشوم و حالم از بوی غذا بهم میخورد و تمام آن روز خانه بوی غذا میدهد ، لرز میگیرم ، دست و پایم سست میشود و می افتم زیر پتو و باز گریه میکنم .

 اسیر پتو و بالشت شدن ِ این چنینی  ینی همراه شدن با استیصال و غم  .

و هم نشینی این دو برای من یعنی ترس. و وا مصیبتا که خواب و بیدار و نشست و برخاست آدم بوی ترس بدهد ، آنجاست  که سرشت آدم هم با ترس در می آمیزد .

  • نگین ...

نظرات  (۳)

  • نیمه سیب سقراطی
  • پاشو باو خودتو لوس نکن دختر، سرما خوردگیه دگ، خوب میشی :)
    سر سلامتی ات رفیق جان ...
    پاسخ:
    خوبم ؛)
    وا مصیبتا
    پاسخ:
    :))

    سرگیجه ش رو نگفتی که گریه داره...
    پاسخ:
    همه چیز گریه دار میشه وقتی بیماری میاد جلو

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">