در آغوش آسمان رازیست...

نِگآه ...

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

به آرامی آغاز به مردن میکنی " اگر سفر نکنی اگر کتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن می‌کنی  زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر برده‏ عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی، اگر روزمرّگی را تغییر ندهی، اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند، دوری کنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی، اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی، که حداقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت‌اندیشی بروی امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاری کن! نگذار که به آرامی بمیری! شادی را فراموش نکن!
  • نگین ...

دوستت دارم...

دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۲، ۰۶:۱۰ ب.ظ
خـــدایا دوسـتت دارم ... به خاطر تمام اوقاتی که در کنارم بودی ... به خاطر تمام لذتی که به زندگیم بخشیدی ... به خاطر تمام خطاهایی که اصلاح کردی ... و به خاطر تمام فرصت های دوباره ای که به من عطا فرمودی همواره سپاسگذارت خواهم بود. تو به من ایمان دادی چرا که باور داشتی همانم که هستم ... چون دوستم داشتی ... تو چراغی در ظلمت که نور عشق را بر زندگیم تاباندی ... دنیایم به خاطر " تــــــــو" جای بهتری است.
  • نگین ...