در آغوش آسمان رازیست...

نِگآه ...

۳ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

همین روزا , خیلی دور نیست

سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۴۳ ب.ظ

همین روز ها که خیلی دور نیست باید بیایم و از کرگدن ها بیشتر برایتان بگویم 

از کرگدن های رنگی , که کاش من یک کرگدن ِ رنگی بودم . اما نه ! کاش شما هم یک کرگدن رنگی داشته باشید .

  • نگین ...

به یک سبز ملایم مگر نمیشود دل بست ؟؟

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۵۲ ب.ظ


 بعد از بازگشت ِ دوروز ُ نیم حالا میشود به دوراهی ِ تعطیلات ِ موقت فکر کرد .  فیلم یا کتاب ؟؟

هر چند این بین:  ترجمه ,تفریح ,خواب و خوردن هم جایگاه خودشان راحفظ کردند  !!!



+ پیشنهاد های فیلم و کتاب را میپذیریم :)

+ ادرس های اینستاگرام خود را در صورت میل با ما به اشتراک بگذارید 

+ خونه خوبه خونه خوبه :)


[ یَلدا , دو ,سه ,تمام ]

چهارشنبه, ۲ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۲۹ ق.ظ


#جیک_ثانیه_یلدا:)) , بساط ِ یخچالو بکش بیرون , مخمل و فهامه رو ماچ کن , از وحشی اومده , تیموری فورگت و هلو زمستان :)

فقط اینکه فکر نمیکردم انقدر زود پاییز تموم شه بدون ِ اینکه بتونم مث هر سال بگذرونمش! در واقع پاییز امسال یه جور ِ خاصی بود ! راستش شیرینی هاش اونقدر شیرین بود  که تلخیای ِ زیادشو از بین ببره ! که در عین ِ خستگی  و بی خوابی های زیادش  خنده و قهقهه و لحظات ِ خوب ، حالخوبی هاشو نگه داشت , بارونش , برفش  ,مسیر خوابگاه تا دانشگاه, دیدآر ها , نیمروهای نصفه شبی , خوابالوعه شهر ِ موش ها , عدم تعادل جهت پیدا کردن مسیر ایستگاه ِ اتوبوس در صبح گاهایی که از خواب یه ساعنه با تکون های شدید مریم بیدار میشیم و ... .

راستش پاییز ِ ملسی بود :) و یلداش با اتفاقاتی که افتاد یه کم عجیب اما خوب بود :)


شاعر میفرماد:

شب یلدا شد و رفتی و از غم خوانده ام

از این هجرت به آن شب گیسوان افشانده ام

گذشت اما هزاران شب از آن هجران و من

اسیر آن شب یلدای جانسوز مانده ام

+در هرمونیک بخوانید 

+عیدی هم گرفتیم از دوست جان :)