در آغوش آسمان رازیست...

نِگآه ...

و دنیا همینقدر کوچک است

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۵۱ ق.ظ

و  تندیس طلایی ِ 96  به تاریخ ِ اخرین روز ِ اردیبهشت تعلق میگیرد به دیدار ِ یِیهویی ِ همراه باجیغ ِ من و نگار در مرکز خریدی واقع در جٌلفا .


+تو کجا؟؟ من کجا؟ و تبریز کجا اخه؟؟

  • نگین ...

موردات ِ معضل دار ِ یک خوابگاهی (3)

شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۳۸ ق.ظ
از چهره های زشت و کریه خوابگاه هم میتوانم به این اشاره کنم  که :
 بعد از 9 ماه نامزدی با وحید ساعت 3 ظهر کات میکند و ساعت 10:30 فردا صبح با حسین نامزد کرده و تصمیم به ازدواج میگیرد.

داستان های ما

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۱۹ ب.ظ

گاهی اوقات فکر میکردم اگر محمد را نداشتم ، توی این یکی دو ساعت تاخیر همیشگی قطار با کی هِروکِر میکردم و به جرز دیوار هم قاه قاه میخندیدم تا زمان بگذرد ، بعد باز دوری و باز دلتنگی ...

  • نگین ...

خیلی معمولی(۲)

جمعه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۱۲ ب.ظ

نمیدونم چه خبره که هر وقت میام راه اهن و قطار یکی دو ساعت تاخیر داره ،یسری افراد انگار تو وقت اضافه ن و میپرن از بوفه یه کیلو تخمه و چندتا پاکت چیپسو پفک و نوشابه میخرن و مسابقه ی حالا نخور کی بخور راه میزارن!!!؟

  • نگین ...

خیلی معمولی (1)

چهارشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۳۸ ب.ظ

 یعد ِ یه خواب ِ شیرین ِ چند ساعته و غذای خوشمزه مامان پز بری یه پیاده روی مادر دختری ،شب شه ، بعد همچین لم بدی رو تخت ، نم ِ بارون میزنه، پنجره بازه، گلای رو عسلی گل داده باشن ، صدای آب ِ توی جوب بیاد ، دور شدی ازون جو ِ پُر تنش و افتادی تو یه ماجرای جدید ِ دیگه از زندگی . آخه داریم ازین بهتر ؟

  • نگین ...

موردات ِ معضل دار ِ یک خوابگاهی (2)

جمعه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۰۶ ق.ظ
وقتی میخواید تا صبح بیدار بمونید دم ِ گوش من از جن و پری حرف نزنید . خب ؟

وقتی میخواید تا صبح بیدار بمونید دم ِ گوش من از جن و پری حرف نزنید . باشه ؟

وقتی میخواید تا صبح بیدار بمونید دم ِ گوش من از جن و پری حرف نزنید . اکی ؟

وقتی میخواید تا صبح بیدار بمونید دم ِ گوش من از جن و پری حرف نزنید . مفهوم ؟


+  -___- دستش را روی سرش میگذارد و به قتل آنان فکر میکند.


یادداشت ها

چهارشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۳ ب.ظ

مث ِ وقتی که دوتا دوست تو یه اتاق 12 متری با فاصله ی یه متر از تو نشستن ، تلفن دم ِ گوششونه و نان استاپ دارن فَک میزنن  -_-


+ عربده حتا ! T_T

  • نگین ...

اعترافات ذهن خطرناک من (2)

يكشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۱۸ ب.ظ

هیچ وقت ، هیچ وقت و هیچ وقت توی ِ مخیله ام هم نمیگنجید از بودن توی کلاس درس ِ استادی آنقدر تجربه ی حسی خوب کسب کنم و اولین ها را انقدر قشنگ تجربه کنم و از مرز ِ یک چیزهایی انقدر خوب عبور کنم که بعد از گذشت یکسال از رفتنش و در حین چت کردن و حال و احوال پرسیدن اشک هایم سُر بخورند روی صورتم  و ته ِ دلم حس کنم چقدر دلتنگ ِ بودنَ ش هستم .

  • نگین ...

دهانی جریده از فریاد

جمعه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۳۷ ب.ظ

راستش نمیدانستم با وجود ِ این همه امکانات ِ خاکبرسری در جمهوری ِ اسلامی و راه و روش های ِ ارضای ِ نیاز های ِ حیوانی یا غیر حیوانی ِ درون ، هنوز هم هستند مردانی که شب ها از دیوار ِ بلند خوابگاه های دخترانه بالا میروند ،دید میزنند و امنیت روانی دختران یک سرزمین را مورد تجاوز قرار میدهند. 

موردات ِ معضل دار ِ یک خوابگاهی (1)

شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۴۰ ق.ظ

اسکار ِ تلخ ترین لحظه هم میرسه به اون لحظه ای که ساعت ده شب ِ و تو حال و هوای ِ خودت نیستی، به صورت ِ گسترده همه چیو کف اتاق پخش کردی و هم اتاقیتم پا به پات ترکونده اتاقو . یهو صدای آقای تاسیسات از چند متریت میرسه به گوشت، . اونجاس که یه نگاه به خودت میکنی یه نگاه به اتاق و یه نگاه به دوربین ! و ندای ِ العفو سر میدی و اینجا دوربین غروب ِ افتاب رو نشون میده . نپرسید که نمیدونم چرا :))))


#هشنگ ِ منکراتی

#هشتگ ِ اون تسبیحو بده به من 

#هشتگ ِ ای بابا  :)))

از تجربه ها

دوشنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۱۱ ب.ظ

بعد از ازدواج بدترین کار دنیا دانشجوی ِ شهر ِ دیگری شدن ِ . 

پس دانشجوی شهر ِ دیگه ای نشید چون نه تنها وقتی میاید خونه میبینید نصف وسایلتون نا پدید شده و تعییر کاربری داده و یه جایی افتاده بلکه تمام لباس گرم هاتونو جا میزارید خوابگاه و اینگونه توی سفر یخ میزنید و قندیل میبندید و این صحبت ها . 

حتا گاهی فکر میکنم اگه به یه حدی برسه نبودنم وقتی برگردم چمدونم پشت در ِ :|

  • نگین ...

و دایناسور ِ طلایی

شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۱۰ ب.ظ

و دایناسور ِ طلایی ِ تعطیلات تعلق میگیرد بــــــــه بله برون ِ هیجان انگیز ِ پسر عمو که در جشن ِ پایی کوبی ِ اخر شبی ، زن عموی عزیز با یک حرکت ِ غوووودااااااااااااا عمو رو پرت میکنه وسط مجلس تا از حرکات ِ موزون ِ خودش پیروی کنه .