در آغوش آسمان رازیست...

نِگآه ...

۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

از خوبای هفته

پنجشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۱۲ ق.ظ

صبح پنج شنبه ، انگشت میزنم ته-ه زندگی، بلکه آدم هارا بالا بیاورم توی این بازار داغ-ه  بگو و نشنو و برو ها ...

  • نگین ...

ای غول چراغ جادو ؟

پنجشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۶ ق.ظ

دلم غولک چراغ جادوی میخواد. ازینا که به حرفای دل گوش می دن .میدونید که، دله دیگه! دل که دلیل ومنطق سرش نمیشه. تنگ میشه گشاد میشه، میگیره باز میشه، یهو کلافه میشه ! 

مثلا الان یکی از اسمون تلپی میفتاد رو زمین و میگفت سلام . شکلک درمیاورد و من قش قش می خندیدم . بستنی و نون نارنجکی از جیباش میاورد بیرون ، برام قصه های بی سروته تعریف میکرد و من یادم میرفت که چقدر بداخلاق وکلافه و بیحوصله ودوست نداشنی شدم ...

همین الان یه آدم میخوام که بگه سلام ...


  • نگین ...

قلب ِ یاقوتی ِ هفته

سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۲ ب.ظ

سه شنبه عین ساعت سه بعدازظهر است ، یا حتی 30 سالگی . برای هرکاری یا خیلی زود است یا خیلی دیر .

  • نگین ...

زندگی با چشمان بسته

يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۴ ق.ظ
پرستو: اینجا  تلخ شده علی ، دیگه خاله بازی نیست ، قانون محله ، همه یه جوری نگات میکنن ، باهات حرف می زنن ، فراموشت می کنن.....



زندگی با چشمان بسته - رسول صدر عاملی


  • نگین ...

تو بی ما چگونه ای ؟

چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۰ ب.ظ

آخ از روزهای بی دوست-ه تنهآ

  • نگین ...

بیات ِ خوشمزه

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۸:۰۵ ب.ظ

اخه پیتزا ؟ ای خوشمزه ی کصافت چرا وقتی میری تو یخچال انقد تو دل برو تر میشی ؟؟؟

  • نگین ...

وضع همیشه همین است . با نام و یاد خدا لیست ایده ال گرا و خوبی را برای تابستان مینویسیم و میزنیم روی در کمد ِ خوابگاه . به به چه چه راه می اندازیم  و هی از ان حرف میزنیم که خب من منتظرم تعطیلاتم شروع بشود . اما غافل از اینک فقط 4 روز اول همه چیز خوب و ارمان گرایانه و ایده ال  پیش میرود . روز پنجم که بشود شش و هفت و هشت , کلافه میشوی .

لیست کتاب هایی که باید بخوانی را فراموش میکنی و قید نقاشی اتاق را میزنی ، مرتب کردن فایل های لپتاب را نیمه کاره رها میکنی به فاطی مسیج میزنی که فولان فولان شده ماشینت را بردار با بچه ها برویم  یک وری ، به نفیسه تلفن میکنی که فولان فولان شده چرا عروس نمیشی ؟ اخرش هم تنها دلخوشی ات میشود  قلقلک ها و پتو کشیدن ها و اپ پاچیدن های دم ظهری ِمامان و تق تق کوبیدن های دم صبحی ِ بابا برای از خواب بیدار کردن ما ! و برگرداندن عادت صحیح زندگی به یک عدد بچه ی جغد ِ بی برنامه ی بخور و بخواب و نرو باشگاه و بیخیال ِ همه چیز :|


چارلز دیکنز و کاکتوسم

شبیه خودتان باشید

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۱ ب.ظ

ازین روزهایی که خوب ادای ِ جمعه را در می آورند بیزارم .خود جمعه هم انقدر جمعه نیست !

  • نگین ...

جانم-ی جآن

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ

صدای وینگ و وینگ مسیج های تبریک از آنطرف خانه میآید .

اما کنار بابا لمیدن و تخمه شکاندن و خیار-ه بدون نمک گاز زدن و خندوانه دیدن-ه دوتایی را عشق است  (^__^)


  • نگین ...

زندگی ِ الکترونیک

يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۷ ق.ظ

شاید زندگی الکترونیک ما زمانی خیلی جدی تر شد که دولت هم الکترونیک شد ! حالا ما اونقدر درگیر این زندگی ماشینی و سریع شدیم که خودمونم نمیفهمیم از چه چیزهایی دور شدیم ! 

خیلی قبل ترا ارشیو خاطراتمون تو دفتر بود و یا عکسای سیاه سفید. چند وقتی گذشت و چشممون کم کم روی دنیای رنگی بار شد و آلبوم های مختلف اومد و با ورق زدنشون خاطرات رو زندگی میکردیم .

خیلی زود همه چی رنگ باخت . سی دی فلاپی فلش مموری ها اومدن و حاالا صفحات مجازی جای همه چیز رو گرفته ! و من میگم خاطرات مون هم ازمون گرفته شد. خاطراتی که به راحتی و با تاچ یک دکمه حذف میشن و یا جای خودشونو به خاطرات جدیدی میدن که شاید هیچ وقت برامون لذت بخش و دل انگیز نباشه !

حالا من تو این هرج ومرج ِ قرن ۲۱ خاطرات البومی ساختم و ذخیره کردم و باخون دلی ازشون مراقبت کردم ! خاطراتی که هر شاتشون کلی حرف برای گفتن داره !



 ۵۲ ساعت از اومدنم به خونه میگذره و بالاخره چمدون ها ومشماها جمع شد و اتاق تکونی حسابی صورت گرفت و با انتقال پنج تا کارتون به زیر زمین و جاروی کف اتاق این پروسه به اتمام رسید . توی راند دوم زندگی ِ امسالم  فصل اولش تموم شد ! و حالا باید دستی بکشم به سر و روی فصل دوم! یا همون زندگی ِ الکترونیک ِ قرن ِ 21 ! 

9 ماه رو من هیچ گونه ارشیو مرتبی از اطلاعات , داده ها و خاطراتم ندارم  و همه چیز پریشان و معلق توی هارد و سی دی ها و لپ تاپ پراکنده ست  و همچنان که روی تختم نشستم  و دارم با حس ِ تعلقی قوی اتاق ِ ابی و تمیزم نگاه میکنم ته ِ دلم میگم کاش زندگی مون هم فولدر فولدرو مرتب بود و یا همینطور که برای مرتب کردن خاطراتمون و فولدر های لپتاپ و هارد و داده هامون تلاش میکنیم  برا زندگی و سامون دادنش هم تلاش کنیم !

+ حالا از امروز فصل دوم از راند ِ دوم  زندگیم شروع میشه , کانتکت ها , اکانت ها , ایمیل ها , وبلاگ , ادم ها , عکس ها , فیلم ها , خاطرات و داده ها  همه چیز غربال میشن. باشد همینطور منظم و طبق برنامه بتونم تمام کارهای مدنظرم رو انجام بدم ! اتفاقای خوبی در راهه , مطمئنم! :)